گزارش بازدید وب سایت :

کاربران آنلاین : 10 نفر

تعداد بازدید های امروز : 183 مورد

تاریخچه و مبانی حاکمیت بالینی


مبانی حاکمیت بالینی

مدل ها و الگوهاي مختلفي جهت تعريف و توضيح حاكميت باليني در پيشينه تحقيق مي توان يافت كه يكي از الگوهايي كه در سيستم طب ملي انگلستان به كار گرفته شده است مدل 7 محوري يا 7 ستوني است كه با توجه به جامعيت آن ، از طرف وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي ايران به عنوان مدل پيشنهادي معرفي شده است.

به نام خداوند بخشنده مهربان

مفهوم حاكميت باليني يا Clinical Governance به معناي برقراري حاكميت بر ارائه خدمات سلامت نه به عنوان حاكميت دولت ها بلكه به عنوان ضرورت برقراري يك مديريت جامع بر آن، براي اولين بار در سال 1997 در انگلستان معرفي شد . اين مفهوم از آن جا نشأت گرفت كه در آن زمان سيستم سلامت موجود در آن كشور، برنامه اي برا ي توجه به كيفيت در ارايه خدمات سلامت نداشت و به منظور برقراري نگاهي نو به حيطه سلامت از منظر كيفيت و نه فقط كميت، مفهوم حاکمیت بالینی مطرح شد براساس تعريف، اين مفهوم در واقع چهارچوبي است كه در آن سازمان هاي ارايه كننده خدمت در قبال بهبود دايمي كيفيت پاسخگو بوده و با ايجاد محيطي كه در آن تعالي در خدمات باليني شكوفا مي شود به صيانت از استانداردهاي عالي خدمت مي پردازند است . اين مفهوم سعي دارد كليه فعاليت هايي كه بر روي بيمار تأثير گذار است را در يك استراتژي ارتقاي كيفيت ادغام نمايد.

اين مفهوم در پي بهبود و ارتقاي كيفيت در استفاده از اطلاعات، همكاري و مشاركت ، انجام كار تيمي، هم فكري و تعامل، كاهش دامنه تغييرات در ارائه خدمات سلامت و كاربرد طبابت مبتني بر شواهد است . حاكميت باليني در و اقع به عنوان چتري است كه مي خواهد هر فرايندي كه به حفظ و ارتقاي استاندارد هاي مراقبت بيمار كمك مي كند، را پوشش دهد.

بديهي است به منظور استقرار موفق آن نياز به تامين زير ساخت هايي نظير فرهنگ سازي، ترغيب كار تيمي، تفكر و تغيير رفتار داريم. خوشبختانه در كشور ما نيز اين مفهوم از سال 85 شناخته شد و مورد توجه قرار گرفت و به آن پرداخته شد و در نهايت در آبان ماه سال

88 به دستور مقام محترم وزارت به عنوان چهارچوب مورد قبول براي ارتقاي كيفيت در وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي انتخاب شد و طي بخشنامه اي به روساي محترم دانشگاه هاي سراسر كشور ابلاغ شد. اين كتابچه به منظور يكسان سازي مفهوم حاكميت باليني و آشنايي با مباني و محور هاي اين چهارچوب براي كليه ارايه دهندگان خدمات سلامت، تدوين شده است . بديهي است شناساندن اين مفهوم، در پي آن نيست كه ابتكار و خلاقيت را از ارايه دهندگان خدمات سلامت گرفته و آنان را مقيد به اجرا فقط در اين چهارچوب نمايد. بلكه برعكس ، اعتقاد بر اين است كه راه براي ايجاد نوآوري و ابتكار در اين حيطه همواره باز بوده

و خواهد بود.

مقدمه:

در كشورهاي مختلف تا به امروز روشها و ابزارهاي متنوعي جهت ارتقاء كيفيت مراقبت هاي سلامت به كار گرفته شده اند . از ميان اين روش ها، حاكميت باليني براي نخستين بار در سيستم سلامت انگلستان به عنوان استراتژي ارائه شده از سوي دولت و به منظور ارتقاء كيفيت مراقبتهاي باليني در سال 1998 مطرح شد. حاكميت باليني چهارچوبي است كه در آن سازمان هاي ارايه دهنده خدمات باليني، در قبال بهبود دايمي كيفيت پاسخگو بوده و با ايجاد محيطي كه درآن تعالي خدمات باليني شكوفا مي شود به صيانت از استانداردهاي عالي خدمت مي پردازند. حاكميت باليني به طور همز مان توجه خود را روي مسئوليت پذيري جهت حفظ سطح مراقبتهاي كنوني و نيز ارتقاء وضعيت كيفي مراقبت هاي آتي مبذول مي دارد. همچنين مفهومي است كه مي كوشد روشها و ابزارهاي گذشته در سنجش و ارتقاء كيفيت مراقبت ها، ادغام و يكپارچه شوند . در واقع استراتژي واحد و جامعي كه بهبود مستمر كيفيت را در نظامNHS انگليس به عنوان يك مدل سيستماتيك مطرح ساخته است، حاكميت باليني است مطرح شدن مفهوم حاكميت باليني در سال 1998 سبب شد تا كيفيت در كانون اصلاحات NHSقرار گيرد . اين مفهوم قصد دارد تا تمامي فعاليت هايي را كه در مسير مراقبت هاي باليني انجام مي شوند را ادغام نموده و آن ها را در قالب يك استراتژي واحد درآورد .

حاكميت باليني شامل مفاهيمي چون : بهبود كيفيت اطلاعات، ارتقاء مشاركت و همكاري بيماران، بهبود كار گروهي و اجرايي نمودن پزشكي مبتني بر شواهد است و همانند چتري است كه همه چيز هايي را كه به حفظ و ارتقاي استاندارد هاي مراقبت از بيمار كمك مي كند، پوشش مي دهد. اين امر دربرگيرنده تمامي فعاليت هاي ارتقاء كيفيت است كه كادر باليني آن ها را روزانه در انجام مراقبت هاي درماني لحاظ مي دارند . همچنين حاكميت باليني چارچوبي فراهم مي كند كه در قالب آن، فعاليت هاي بهبود كيفيت به صورتي هماهنگ و يكپارچه جاي ميگيرند آنچه اهميت آن روشن است لزوم بهبود كارايي، اثربخشي و ايمني بيمار است . بدين منظور، مسئوليت پذيري مراكز ارائه خدمات سلامت ميبايست افزايش يابد تا از ناهمساني خدمات ار ائه شده به بيماران كاسته شود. هم چنين برخورد مناسب و خطاهاي پزشكي به عنوان يك اصل مهم در امر حاكميت باليني مورد توجه قرار گرفته تا بدين طريق مراقبتهاي نامناسب، ضعيف و غير اثربخش از بين بروند . از طرفي سازمانهاي مراقبت سلامت از پيچيدگي زيادي برخوردار بوده و ساختار، فرايندها و مديريت آن ها براي ارتقاء مراقبت هاي با ليني اهميت زيادي دارد. حاكميت باليني اين پيچيدگي ها را تشخيص داده و مي كوشد تا برخي از اين مسائل و مشكلات را از طريق ايجاد راهكاري ادغام يافته و جامع و حركت مستمر به سمت بهبود كيفيت مرتفع سازد. مدل حاكميت باليني  براي غلبه بر مشكلات و اعتمادسازي مجدد مردم، متولد شده است.

حاكميت باليني چيست؟

در تعريف حاكميت باليني ديدگاهي ادغام يافته از مراقبت هاي باليني و نيز غير باليني مطرح است كه كيفيتي جامع را در بر مي گيرد . چنين ادغامي به يكپارچگي سازماني، هماهنگي، همكاري و ارتباطات ميان واحدها در سازمان مي انجامد و با مراقبت هاي با كيفيت بالا ، مرتبط مي شود. حاكميت باليني ادغام تمام فعاليتهايي است كه مراقبت از بيمار را در يك استراتژي واحد تلفيق مي كند . اين استراتژي شامل ارتقاء كيفيت اطلاعات، بهبود همكاري، بهبود روحيه كار تيمي و مشاركت، كاهش دامنه تغييرات و بي ثباتيهاي عملكردي و پياد ه سازي طبابت مبتني بر شواهد است حاكميت باليني مي كوشد عملكرد تمامي سازمان هاي مراقبت سلامت را به سوي بهترين استانداردهاي قابل قبول سوق دهد به اين اميد كه ناهمگونيهاي موجود در كيفيت مراقبتهاي ارائه شده به بيماران راكاهش دهد. حاكميت باليني نيازمند استقرار فرهنگي است كه متخصصان حوزه سلامت را ترغيب كند تا بطور مستمر از خود بپرسند كه آيا عملكردي مناسب دارند و نيز اينكه چگونه مي توانند عملكرد خود را بهبود بخشند.

 

اجزاي كليدي حاكميت باليني:

 

 

اجزاي ساختار

 

كادر باليني

 

ارتقاء كيفي

توجه به بيمار به عنوان

قلب مراقبتهاي درماني

-          مشاركت بيمار در امور درماني خود

-          رهبري موثر

-       برنامه ريزي خدمات باليني

-       ارزيابي خدمات ارائه شده

-       نظام اطلاعاتي مناسب

-          مديريت كاركنان

-          آموزش و توسعه مستمر فردي

-       تقويت روحيه كارگروهي

-          مديريت خطر

-       گزارش وقايع ناخواسته

-          شكايات

-       پژوهش در راستاي اثربخشي

-          مميزي باليني

-       برنامه ريزي و سازماندهي

مراقبت هاي باليني با محوريت

بيماران

-          توجه به نظرات و خواسته هاي

بيماران در زمينه نو ع خدمات

ارائه شده به آنان

 

هدف از استقرار حاكميت باليني چيست؟

هدف حاكميت باليني تعيين استانداردهاي روشن و كاربردي، نظارت بر نحوه عملكرد سازمان هاي ارائه دهنده خدمات باليني و انتشار نتايج حاصل از انجام ارزيابي هاي دوره اي است . حاكميت باليني هر اقدامي كه براي حداكثر نمودن كيفيت لازم باشد را به انجام مي رساند و در ارتباط با يافتن روش هايي است كه از آن طريق بتوان اثربخشي باليني را توسعه داده و فرهنگي مناسب به منظور حمايت از آن ايجاد كرد.

هدف اصلي حاكميت باليني ارتقاء مستمر كيفيت خدمات است و چارچوبي را فراهم مي نمايد كه در قالب آن سازمان هاي ارائه دهنده خدمات سلامت مي توانند به سمت رشد، توسعه و تضمين كيفيت

خدمات باليني براي بيماران حركت كنند . اين چارچوب در ارتباط با حوزه هاي كليدي كه در ذيل به آن اشاره شده، مطرح است.

v  اطمينان از اينكه موضوع كيفيت مراقبت هاي سلامت، با استفاده ا ز  بالاترين استانداردهاي مراقبتي ممكن، در قلب اين خدمات جاي دارد.

v    كمك به جلوگيري از بروز اشتباه در مسير ارائه خدمات .

v    استفاده بهينه از منابع محدود.


v    افزايش اعتماد عمومي به خدمات بيمارستاني 

v    تحقق مسئوليت هاي سازمان هاي مراقبت سلامت كه توسط دولت برنامه ريزي شده است.

v    تدوين برنامه اي جامع در خصوص اجرايي نمودن فعاليت هاي مرتبط  با ارتقاء كيفيت

v    تدوين دستورالعمل هايي براي تمامي متخصصان سلامت جهت  شناسايي عملكردهاي ضعيف و اصلاح آن


v    انجام مميزي هاي باليني 


v    مديريت خطرات باليني 


v    جمع آوري و انتشار اطلاعات مرتبط با اثربخشي فعاليتهاي باليني 


v    انجام بررسي هاي عملكردي از جمله موضوعات مرتبط با كيفيت 


v    آموزش و توسعه مستمر حرفه اي 


v    مديريت شكايات و يادگيري از نقاط منفي آنها 

v    استفاده از اطلاعات باليني بدست آمده از بيماران

 

به منظور پياده سازي حاكميت باليني اصول و قواعدي مطرح است كه بر پايه برنا مه هاي بهبود كيفيت قرار دارند . برخي از اين اصول را مي توان به شرح ذيل بيان داشت.

    تأكيد حاكميت باليني بر ارتقاء كيفيت مراقبت هاي باليني ارائه شده به بيماران


    اشاعه حاكميت باليني به تمامي مراقبتهاي ارائه شده به بيماران 

    وجود مشاركتي واقعي ميان گروه هاي حرفه اي، كاركنان، مديران و نيز ميان بيماران و كاركنان باليني

  وجود رويه مبتني بر بهبود كيفيت در مراقبت هاي بهداشتي درماني و نيز فرهنگي كه موفقيت هاي حاصله را ارج نهاده و از شكستها درس بگيرد.

    آشنايي تمامي كاركنان مراقبت بهداشتي با مفهوم حاكميت باليني و درك ارتباط آن با شغل خود

  ايجاد تغييراتي در فرهنگ سازماني، شيوه فعاليت، تفكر و رفتار به نحوي كه مسئوليت پذيري افراد، تيم هاي كاري و سازمان ها را در قبال كيفيت افزايش دهد.

  وجود خطوط روشن وظايف و مسئوليت پذيري در راستاي فراهم نمودن كيفيت جامع مراقبتهاي باليني

    وجود برنامه هاي آموزشي جهت ارتقاء كيفيت خدمات ارائه شده به بيماران

    وجود سياستهاي روشن با هدف مديريت خطر 

  وجود فرايندهاي واضح و تعريف شده براي تمامي گروه هاي حرفه اي به منظور تشخيص و اصلاح عملكردهاي ضعيف

مجموعه پیامهای بهداشتی

سخن بزرگان

چنان با مردم رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند.(امام حسن مجتبی(ع))

مطالب پر بازدید

ساعت

اوقات شرعی