از بجنورد تا سیریک؛ مامایی که جنگ را به جان خرید تا مادران تنها نمانند
«فرشته»، دانشآموخته کارشناسی مامایی دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی، در حال گذراندن طرح خود در بیمارستان بنتالهدی بجنورد بود؛ اما اسفند غمانگیز ۱۴۰۴ و آغاز جنگ، مسیر زندگیاش را تغییر داد.
نهم اسفند، خبرها یکی پس از دیگری میرسید؛ بمباران مدرسه میناب، شهادت غمانگیز رهبر انقلاب به همراه خانوادهشان و حوادث تلخ دیگر.
او نیز مانند بسیاری از مردم، همراه خانواده راهی میدان شهر شد، اما دلش آرام نگرفت. مدام با دوستان و همدانشگاهیهایش تماس میگرفت تا بداند کدام منطقه بیش از همه به نیروی درمانی نیاز دارد
یکی از دوستانش خبر داد که به دلیل شرایط خانوادگی، قصد توقف طرح خود در هرمزگان را دارد و به دنبال جایگزین میگردد.
فرشته ابتدا با پدرش و سپس با مادرش صحبت کرد و گفت: جنگ شده است؛ حتماً به نیرویی مثل من نیاز دارند. بگذارید بروم. اگر نروم، دلم از غصه میترکد.
ماجرای کامل فرشته در لینک زیر:
mehrnews.com/x3cC3D

نظر دهید